این دوتا آنقدر به هم وابسته شده بودند که اگر همدی گرو ۲ساعت نمی دیدند نگران می شدند.
بعد از ۲سال که خدمتشون تموم می شه تهرانی میگه خدمتون تموم شد اما رفاقتمون تموم نمیشه.هر موقع کارخوب خواستی بیاتهران من برات کار پیدا می کنم.آبادانی هم میگه من وضع خوبی ندارم اما تو هرموقع خواستی زن بگیری بیا آبادان پیش من.
بعد از ۱سال تهرانی هوس زن گرفتن می کنه می ره آبادان دنبال خونه آبادانیه می گرده تا پیدا میکنه می بنه خونه فقیرانه ای داره.خلاصه آبادانیه تمام رفیق و دوست و آشنا رو بهش نشون می ده اما تهرانه نمی پسنده میگه تو به قولت وفاکردی اما من نپسندیدم. تو عین صحبت بودند که یه دختر میره تو خونه آبادانیه.تهرانیه میگه من اینو می خوام حالا این دختر کی بود نامزد ابادانیه.ابادانیه برای اینکه نامردی نکنه میگه باشه.ابن دوتا با هم ازدواج می کنن و میرن تهران.
ابادانیه معتاد می شه مادرش می گه تو که زنتو از دست دادی حالا برو تهران ببین اون بهت کار می ده. ابادانیه میره تهران می بینه یه خونه ی ویلایی و دم و دستگاه.میره زنگ می زنه میگه سلام منم محمد .تهرانیه میگه من نمیشناسم.ابادانیه پیش خودش می گه شاید صدام عوض شده.دوباره زنگ میزنه میگه منم محمد آبادانی.تهرانیه میگه من دوستی به اسم محمد ندارم.میره جلوی در میشنه میبینه ۳تا آدم که مثل دزد ها هستند میان طرفش.آبادانیه پیش خودش میگه اینا میان منو میزنن و پولامو میبرن بذار یه کاری کنم..... میره میگه این پول برگشته منه با یه نون.اگه میخواین ببرینش اما منو نزنین. اونا هم می گن نه ما همین الان دزدی کردیم بیا این۵۰۰۰۰ تومان هم برا تو.ابادانیه میگه من با این پول میرم کت و شلوار می خرم و اصلاح میکنم میرم ابادان به مامانم میگم که کار پیدا کردم تمام این کار هارو میکنه بعد که می خواسته بره یه خانومی میاد می گه بیا تو مغازه ی من کار کن.میره بعد خیلی خوب کار مکنه زنه میگه بیا با دختر من ازدواج کن. ازدواج میکنه بعد زنه میگه یه مراسم مشروب خوری هست بیا بریم ابادانیه می گه باشه میرن گوشه ی مجلس می شینن کنار کی کنار نامزد قبلی.ابادانیه میگه ساقی اول من.می گن بگو میگه بزنین به افتخار رفیقی که قول داد ولی به قولش وفا نکرد همه میزنن.میگه بزنین به سلامتی اون سه تا دزدی که به دادم رسیدن.همه میزنن.می گه بزنین به سلامتی این زن که بهم کار داد و این دختر که زنم شد.همه میزنن. خوب چون هر چه گفت به تهرانیه پرونده بود تهرانیه میگه ساقی دوم من.می گن بگو.میگه بزنین به افتخار اون رفیقی که قول داد و به قولش وفا کرد همه می زنن. مگه بزنین به سلامتی اون ۳نفری که دزد نبودند من فرستادمشون همه میزنن. میگه قسم خورده بودم که نگم اما بزنین به سلامتیه اون زنیکه مادرم و اون دختری که خواهرمه.